هرگاه به گذشته برمی­گردم و به فرصت­های طلایی از دست رفته­ام فکر می­کنم، دلم می­خواهد فریاد بزنم. بعد هم به کارهای به ظاهر نشدنی و غیرممکنی فکر می­کنم که با روش­هایی بسیار ساده می­توانستم انجامشان بدهم. دلم می­گیرد. با خود نجوا می­کنم و گاه هم افسوس می­خورم که ای کاش زودتر راه تحقیق یافتن رویاهایم را پیدا کرده بودم و با رسیدن به سرزمین آرزوهایم، احساس خوشبختی بیشتری می­کردم، بیشتر از زندگی­ام لذت می­بردم و احساس رضایت درونی  را با شادی ماندگار زندگی، زندگی می­کردم؛ ولی وقتی عمیق­تر درباره گذشته می­اندیشم و آن را در کنار وضعیت کنونی­ام قرار می­دهم درمی­یابم موقعیت­های امروزی و دارایی­های ارزشمند کنونی­ام ثمره پشت سر گذاشتن راه­های پر پیچ و خم گذشته است.

شب و روزهای سخت و نفس­گیری که فکر کردن به آنها را حتی برای لحظه­ای هم دوست ندارم؛ اما در هر حال مهم وضعیت امروز است و مهم­تر فردایی روشن­ترو از هر دوی این­ها مهم­تر، در اختیار دیگران قرار دادن تجربیات و دستاوردهایی که به راستی ارزشی بالاتر از طلا دارند. در اصل، همین دارایی­هاست که انسان­های معمولی را به افرادی ثروتمند تبدیل می­کند.

حال اگر در مسیر ثروت قرار بگیریم، به صورت تصاعدی رشد می­کنیم و بر ثروتمان نیز افزوده می­شود.

البته منظور من از ثروت فقط پول نیست. بنا به گفته آقای جیم ران، اگر شما یک میلیون دلار خلق کنید، دیگر مهم نیست که بعدا آن را از دست بدهید یا حتی آن را به فردی دیگر ببخشید.

در این میان، نکته مهم تبدیل شدن شما به آن کسی است که توانسته یک میلیون دلار خلق کند؛

بنابراین دوباره می­توانید به راحتی و حتی در زمانی کوتاه­تر از قبل به آن پول رسید.

بنابراین گفته­ها و آنچه آموخته بودم، در نهایت به این نتیجه رسیدم که گذشته مهم نیست؛

بلکه مهم شخصیتی است که امروز به آن تبدیل شده­ام.

مهم آموخته­ها و سرمایه­های ارزشمندی است که اکنون در اختیار دارم و آن­ها را سخاوتمندانه در اختیار دیگران قرار می­دهم تا سهمی در تغییر زندگی­شان داشته باشم و بتوانم تغییری در جهان هستی ایجاد کنم و ردپایی از خود در میان انسان­ها به جای بگذارم.

اگر دوست دارید از تجربیاتم استفاده کنید، گام نخست را با آماده کردن یک خودکار و کاغذ بردارید.

سپس بدون هیچ گونه محدویدت ذهنی، زمانی، مکانی، مرزی، قانونی و….

درباره ۲۴ ساعت رویایی خود فکر کنید؛

آن هم به صورت دقیق و شفاف.

سپس این تفکرات را روی کاغذ بیاورید. نگران هیچ چیز هم نباشید؛ زیرا بی­شک تمام ملزومات در اختیارتان قرار خواهد گرفت. فقط کافی است که خواسته خود را روی کاغد بیاورید.

 

اجازه دهید تجربیات دوستانی را با شما به اشتراک بگذارم که در کارگاه­های موفقیت و رشد فردی حضور پیدا می­کنند و این تمرین را انجام می­دهند.

یکی از خانم­ها ۲۴ ساعت رویایی­اش را این چنین نوشته بود: «یک روز صبح، چشمانم را باز کنم و ببینم در زیباترین نقطه دنیا، در بهترین خانه ویلایی و گران­ترین اتومبیل هستم و با بهترین هواپیما دور دنیا سفر می­کنم.»

به برگه­اش نگاهی انداختم و پرسیدم: «قراره چند ساعت رو تو این خونه سپری کنی؟

و اگر قراره با این اتومبیل رانندگی کنی، چقدر از اون ۲۴ ساعت رو به این کار اختصاص می­دی؟

حالا به من بگو برای هواپیما سواری و پرواز دور دنیا چقدر وقت باقی می­مونه؟»

نگاهی به من انداخت و گفت: «خب، راست می­گین من به این فکر نکرده بودم!»

به او گفتم: «زمان خوابیدن را از ۲۴ ساعت کم کن و بعد ببین که با وقت باقی­مونده چه کاری باید انجام بدی.

اون وقت برای هر کدوم از کارهایی که باید انجام بدی چقدر زمان نیاز داری؟

بعد نوبت می­رسه به این که ببینیم بهترین نقطه دنیا از نظر شما کجاست؟

در کدوم قاره جهان؟ در کدوم کشور؟ در کدوم شهر؟

و در کل از نظر موقعیت مکانی این بهترین در کجا قرار داره؟

بعد نوبت به اتومبیل می­رسه. آیا قیمت اتومبیل برای لذت بردن ازش اهمیتی داره؟

یا اینکه ویژگی­هایی نظیر سرعت، ایمنی، راحتی و…. باید در نظر گرفته بشن؟

کدوم ویژگی اتومبیل برای شما حائز اهمیته؟»

یکی از آرزوهای دوران نوجوانی من این بود: با اتومبیلی بدون سقف و کم سرعت در جاده­های شمالی کشور رانندگی کنم. دقت کنید نداشتن سقف و سرعت پایین و جاده­های شمالی ایران برای من عامل لذت بردن بود، نه گران بودن قیمت ماشین، پس به صورت واضح و شفاف بنویسید که استفاده از چه چیزی موجب لذت و شادی شما می­شود؛

نه اینکه فقط داشتن بهترین­ها را درنظر داشته باشید.

آقایی نوشته بود: «خانه ویلایی و شخصی­ام چهار هکتار مساحت داره و در جزایر قناری واقع شده. من هم با ماشین لامبورگینی قرمز رنگی به ارزش یک میلیون دلار در جاده ساحلی رانندگی می­کنم. این ماشین رو کار خونه به صورت سفارشی برام ساخته و من تا محل قایق تفریحی گران قیمت شخصی­ام با اون می­رم. بعد ساعت­ها در اونجا قایق سواری میکنم؛ سپس از اونجا سوار هواپیمای شخصی­ام می­شم تا بر فراز اقیانوس پرواز کنم و از اونجا به کارخانه­هایی سر می­زنم که در کشورهای مختلف دارم و…»

نگاهی به او انداختم و از وی خواستم قیمت تمام آنچه را نوشته بر روی کاغذ بیاورد. سپس تمام پول لازم برای تجربه این ۲۴ ساعت را محاسبه کند. او پس از اتمام محاسبات مالی، به رقمی بیش از بیست میلیارد دلار رسید!

لبخندی زدم و از او پرسیدم: «برای به دست آوردن چنین پولی چقدر زمان لازم داری؟»

نگاهی به برگه کاغذش انداخت و گفت: «عمر خودم و بچه­هام و نوه­هام هم کفاف نمی­ده!»

پرسیدم: «برای لذت بردن از هر چیزی باید حتما صاحب آن باشی؟

آیا برای ۲۴ ساعت استفاده کردن و لذت بردن از آن،

باید تمام عمرت رو جون بکنی تا فقط ۲۴ ساعت ازش لذت ببری؟!

 سری تکان داد و گفت: «حق با شماست.»

 سپس از او خواستم تمام این علاقه­مندی­ ها را با هزینه اجاره­ای محاسبه کند؛ آن هم فقط برای مدتی که می­خواهد از آنها استفاده کند؛ برای مثال، اگر قرار است دو ساعت قایق سواری کند، لازم نیست برای ۲۴ ساعت آن قایق را اجاره کند. اگر قرار است دو ساعت پرواز کند، باید به اندازه دو ساعت هزینه اجاره هواپیما را بپردازد و به همین ترتیب، سایر موارد. در نهایت، تمام هزنیه­ها به ده هزار دلار ختم شدند.

سپس از او پرسیدم: «برای تأمین این هزینه چقدر زمان نیاز داری؟»

در پاسخ گفت: «حداکثر پنج سال.»

پس از توضیحاتی که دادم، شرکت کنندگان کاغذها را عوض کردند و با سرعت شروع به نوشتن دوباره کردند. در کمتر از نیم ساعت، موجب از شادی و لبخند و احساس رضایت در میان آنها ایجاد شد.

در اصل، آنها از اینکه چگونه می­شود ۲۴ ساعت رویایی­شان را شکل دهند شعف زده شده بودند.

حال نوبت شـمــاســت.

 اگر قرار است تغییری در طرحتان ایجاد کنید،

 از همین حالا اقدام کنید.

در مرحله بعد، باید مواردی را بر روی کاغذ بیاوریم که برای شکل گرفتن طرحمان بدان نیاز داریم؛ از جمله:

  • پول
  • زمان
  • تیم و نیروی انسانی
  • مربی و راهنما
  • برنامه­ریزی

اگر این عوامل به درستی مدیریت شوند، می­توانند ۲۴ ساعت رویایی ما را شکل دهند.

بهترین لحظه برای شروع کار لحظه «اکنون» است؛ پس بدون هیچ معطلی­ای دست به کار شویم و نخستین ۲۴ ساعت رویایی­مان را خلق کنیم و سپس به دنبال تکرار آن باشیم. آنگاه همین روال را ادامه دهیم تا روزهای بیشتری از عمرمان را رویایی و طلایی بسازیم. آنگاه تا حدی پیش برویم که تمام روزهایمان را تبدیل به چنین روزهای شادی بکنیم.

برچسب ها: ,

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *