چرخه موفقیت در فروش

هفته آخر خردادماه با حضور در سمینار آنتونی رابینز در شهر آمستردام هلند، به یکی از بزرگ‌ترین رازها در زندگی افراد بسیار موفق جهان پی بردم و امروز که آن را با زندگی خودم مقایسه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که همین شیوه در زندگی شخصی و کاری خود من هم جواب داده است. چه پیش از این که با این چرخه آشنایی داشته باشم، چه امروز که با این روش آشنا شده‌ام و در نهایت به این نتیجه رسیدم که قوانین طبیعت کار خودشان را می‌کنند؛ چه شما از آن آگاهی داشته باشید، چه نداشته باشید. وظیفه قوانین نیست که به شما توجه کنند بلکه این وظیفه من و شماست که به قوانین توجه کنیم؛ چه ما قوانین را بپذیریم، چه نپذیریم، قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم آنها کار خودشان را می‌کنند و مسیر خودشان را ادامه می‌دهند. برای قوانین طبیعت اهمیت ندارد که شما از چه فصل سال خوشتان یا بدتان می‌آید؛ به دنبال زمستان بهار می‌آید؛ چه شما از زمستان خوشتان بیاید چه بدتان بیاید؛ و به دنبال بهار تابستان و پاییز، و این چرخه بدون هیچ اهمیت‌دادنی به وقایع اطرافش ادامه پیدا می‌کند.
از این چرخه فصل‌ها باید برای رفتار با سایر قوانین طبیعی درس بگیریم. بیایید مروری بر گذشته خودتان داشته باشید و یکی از نتایج عالی را که در هر حوزه‌ای به دست آورده‌اید، بر روی کاغذ بیاورید، و از خودتان بپرسید این نتیجه عالی را در اثر چه کاری به دست آورده‌اید؟ بی‌شک شما در اثر عملکردی عالی به یک نتیجه عالی دست پیدا کرده‌اید. آیا تجربه‌ای از اینکه کاری را به صورت افتضاح انجام داده ولی نتیجه عالی گرفته باشید، دارید؟ قطعا پاسختان منفی است. نتیجه عالی پاداش عملکردی عالی بوده است و خواهد بود.

 

 

چرخه موفقیت را به یک حلقه قبل برمی‌گردانیم؛ ببینیم ما در چه مواقعی عملکردی عالی داشته‌ایم؟ دوباره دست‌به‌قلم شوید و بنویسید وقتی کاری را به صورت عالی انجام داده‌اید در چه سطحی از انرژی قرار داشته‌اید؟ دقیقا بهترین عملکردها را زمانی انجام داده‌اید که از بالاترین سطح انرژی برخوردار بوده‌اید. آیا امکان دارد زمانی که شما هیچ انرژی‌ای نداشته‌اید، کاری را انجام داده باشید؟ قطعا پاسخ منفی است، شما بدون انرژی دست به هیچ کاری نمی‌زنید و بدون انرژی رغبت به انجام‌دادن کاری ندارید. بنابراین هر چقدر سطح انرژی بالاتری داشته باشیم، کارهایمان را با کیفیت بهتر و کمیت بیشتری انجام می‌دهیم. اکنون می‌رسیم به اینکه چگونه به انرژی دست پیدا کنیم؟ انرژی از خوشحالی و داشتن حس خوب به وجود می‌آید؛ هر چقدر خوشحال‌تر باشیم شاداب‌تر، سرزنده‌تر و پرانرژی‌تر خواهیم بود. بنابراین باید همیشه خودمان را خوشحال نگه داریم، تا به انرژی بیشتری دست پیدا کنیم. رابطه انرژی و شادی مانند رابطه باتری و دینام است؛ و دائم در حال تاثیرگذاشتن و تاثیرپذیرفتن از همدیگر هستند و اثری مستقیم بر یکدیگر می‌گذارند.
اکنون که چهار عامل چرخه موفقیت را شناسایی کردیم و در زندگی خودمان هم نمونه‌های آن را دیدیم، عملکرد این چرخه را در تصویر ببینیم و یک بار دیگر مرور کنیم:

عملکرد عالی = نتایج عالی= شادی = انرژی

 

 

شادی سطح انرژی را بالا می‌برد و انرژی در بالاترین سطح باعث انجام کارهای عالی می‌شود و انجام کارهای عالی باعث ایجاد نتایج عالی و شگفت‌آور خواهد شد. نتایج عالی بدون شک شادی‌های بیشتری را دربر خواهد داشت و شادی بیشتر، انرژی بیشتری در وجود ما آزاد خواهد کرد و به همین صورت ادامه پیدا می‌کند. توجه و عمل به همین قانون است که پولدارها را پولدارتر، خوشبخت‌ها را خوشبخت‌تر و بدبخت‌ها و فقیرها را بدبخت‌تر و فقیرتر خواهد کرد. هر کسی در هر لحظه‌ای می‌تواند با ایمان و اعتقاد و عمل‌کردن به این قوانین، شرایط بد گذشته را به شرایط عالی در حال و آینده‌اش تغییر دهد.

همین الان کاری را که باعث شادی‌تان می‌شود انجام دهید. این کار حتما نباید کار بسیار بزرگی باشد؛ می‌تواند موزیک‌ویدئوی مورد علاقه شما باشد، می‌تواند یک فنجان قهوه پشت پنجره اتاق یا روی بالکنتان باشد، یا پیاده‌روی با پای برهنه روی ماسه‌های کنار ساحل، یا یک تماس تلفنی به کسی که برایتان خیلی عزیز است و صحبت‌کردن با او حال شما را خوب و شاد و پرنشاط می‌کند. می‌بینید به چه سادگی می‌توانید شادی واقعی را در درونتان ایجاد کنید و حال خود را بهبود ببخشید؟ شما شاد شده‌اید و حالا انرژی شما به سطح بالاتری رفته و قدرت بیشتری پیدا کرده‌اید و دست به یک اقدام می‌زنید. اکنون به خوبی متوجه می‌شوید حوصله و دقت بیشتری برای انجام هر چه بهتر کارها خواهید داشت؛ و اگر در مسیر انجام کار مشکلی به وجود بیاید، آستانه تحمل شما بالاتر می‌رود و مشکل را به راحتی حل می‌کنید؛ و دوست دارید کارتان به بهترین شکل و با بالاترین کیفیت انجام پذیرد. وقتی کار باکیفیت‌‌تری ارائه می‌کنید، ارزش افزوده بیشتری به دست می‌آورید، و حاشیه سود شما بالاتر خواهد رفت و به همین نسبت سطح مهارت‌های شما بالاتر می‌رود. به عنوان مثال دستمزد روزانه یک آشپز درجه سه در مقایسه با آشپز درجه یک چقدر تفاوت دارد؟ و همین‌طور آرایشگر، خیاط یا یک نویسنده و سخنران. فرقی نمی‌کند شما چه شغلی داشته باشید، میزان درآمد شما بستگی به سطح مهارت و جایگاه و درجه شما دارد. اگر شما یک نماینده یا بازاریاب بیمه هستید، اگر در چرخه موفقیت قرار بگیرید، چه تاثیری در کار شما خواهد داشت؟ بیایید بررسی کنیم.

 

 

اگر پیش از آشنایی با چرخه موفقیت از هر ۱۰ پرزنت شما، یکی از آنها به فروش ختم می‌شده است، با قرارگرفتن در این چرخه، موفقیت شما افزایش خواهد یافت؛ چرا؟ چون با بالارفتن سطح انرژی شما به همان نسبت  آستانه تحمل شما بالاتر خواهد رفت، و در مقابل مقاومت مشتریان با صبر و حوصله و انگیزه بیشتری پیگیری را دنبال خواهید کرد؛ و این باعث می‌شود مشتری برای خرید از خود مقاومت کمتری نشان دهد، و در نتیجه شما با یک فروش بیشتر، کارمزد بیشتری دریافت خواهید کرد. هر چقدر سطح درآمد شما بالاتر برود می‌توانید از امکانات بهتری برخوردار شوید و با بالارفتن سطح کیفی زندگی، با افرادی که از سطح بالاتری در اجتماع برخوردارند ارتباط پیدا کنید؛ و همین روند روبه‌رشد شما را وارد باشگاه لاکچری‌ها خواهد کرد و آدم‌های اطراف شما را تغییر خواهد داد. گوشی موبایل شما، ساعت و خودکارتان، لباس‌ها و کفش‌هایی که می‌پوشید از مارک و جنس باکیفیت‌تری برخوردار خواهد شد؛ محل کار و محل زندگی شما تغییر خواهد کرد، با همسایه‌های سطح بالاتری نشست‌وبرخاست خواهید کرد، و هر تغییری که ایجاد می‌شود به درآمد شما افزوده می‌شود، و از حق انتخاب بیشتر و بهتری برخوردار می‌شوید و با صرف زمان کمتری به درآمد بیشتر خواهید رسید.
وقتی که در سطح سه قرار داشته باشید و یک ساعت وقت صرف کنید و یک بیمه عمر سالیانه یک میلیون‌تومانی بفروشید و برای سال اول فرضا دویست هزار تومان کارمزد دریافت کنید، اگر همان یک ساعت وقت را صرف کرده و یک بیمه‌نامه ده میلیون‌تومانی به یک مشتری لاکچری بفروشید، کارمزد شما به چند برابر افزایش پیدا می‌کند؟ بله دقیقا، حاشیه سود شما می‌تواند تا هزاردرصد افزایش پیدا کند. می‌بینید این فرمول چقدر در روند زندگی شما تاثیر می‌گذارد؟ با استفاده از این شیوه، ارزش ساعتی شما چقدر افزایش پیدا می‌کند؟ این همه تغییر و افزایش درآمد باورنکردنی است ولی من به این فرمول اعتقاد راسخ و آن را باور دارم، و همین یک موضوع ساده می‌تواند فاصله ما را با رقبایمان به صورت غیرقابل تصوری افزایش دهد. زمانی که درآمد بیشتری داشته باشیم می‌توانیم به همین نسبت برای بالابردن سطح آموزش و رشد فردی‌مان هزینه بیشتری بکنیم و از استادان و سمینارهای کلاس جهانی بهره‌مند شویم؛ و همین آموزش‌ها می‌تواند فاصله ما را با رقبا بیشتر و بیشتر کند و دوباره همین چرخه به پیشرفت ما کمک می‌کند و درآمدهای ما را افزایش می‌دهد و می‌توانیم مازاد درآمدمان را در بیزینس‌های دیگری سرمایه‌گذاری کنیم و دوباره درآمدهای ناشی از آن سرمایه‌گذاری را به چرخه سودآوری‌مان وارد کنیم، و به بزرگ‌ترین اصل موفقیت می‌رسیم که موفقیت‌های بزرگ ناشی از اقدامات کوچک خواهد بود. کارهای کوچک را اگر عالی انجام دهیم، در نهایت تبدیل به شاهکاری عالی خواهد شد. اگر می‌خواهید جزو نوابغ باشید، خودتان را متعهد و ملزم کنید تا زمانی که شاد نشده‌اید و سطح انرژی‌تان را بالا نبرده‌اید، دست به هیچ کاری نزنید. اگر این فرمول را به درستی و با دقت انجام دهید، نتایج شگفت‌انگیز آن شما را حیرت‌زده خواهد کرد و در جمع نوابغ حرفه‌تان قرار خواهید گرفت، و بابت معرفی بیشتر و تبلیغات بیشتر لازم نیست هزینه کنید، حتی بابت دیده‌شدنتان به شما پول هم خواهند داد. نگاهی به بیلبوردهای شهری و پشت جلد مجله‌ها بیندازید، آن وقت به خوبی متوجه می‌شوید رازهای موفقیت چقدر ساده و قابل دسترسی است (اگر دیگران توانسته‌اند، مطمئن باشید شما هم می‌توانید). آینده متعلق به کسانی است که به روشنی می‌دانند چه چیزی می‌خواهند و چرا آن را می‌خواهند و باید چه نتایجی به دست بیاورند؛ و شیوه‌‌های رسیدن به آنچه می‌خواهند را به خوبی پیدا می‌کنند.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *