نقش مربی در رشد و تکامل فردی

افراد شایسته و با استعداد فراوانی در جهان وجود دارند؛ اما به دلیل فقدان مربی یا راهنمایی دلسوز و کاربلد، این سرمایه­های ارزشمند انسانی عقیم مانده و از بین می­روند؛

حتی در حالت بدتر، آنها در مسیری نادرست به کارگرفته می­شوند!

اما این نیروی قدرتمند می­تواند با تجربه مربی تلفیق شده و تبدیل به مهارت شود. در این صورت است که فرد مورد نظر می­تواند تغییرات عظیمی ایجاد کرده و دنیا را به مکانی بهتر برای زندگی انسان­ها تبدیل کند.

برای خوشبختی تلنگر را بپذیر!

مربی الهام بخش می­تواند با طرح یک سوال فرد را به اعماق وجود خویش ببرد و او را سرشار از عشق و امید سازد؛ همچنین تلاش می­کند تا دیدگاه فرد را در مقابل انتخاب­هایش تغییر دهد. بدین ترتیب، او مسیر زندگی یک نفر را تغییر داده و او را به جامعه پیوند می­دهد.

مربی می­تواند از فردی شکست خورده و ناامید قهرمانی بلندآوازه بسازد؛ از معلولی مادرزاد یا فردی ناتوان نابغه­ای بزرگ بسازد.

مربی می­تواند از فردی اخراج شده از کار، انسانی جدید به بار آورد؛ فردی که تحولی در صنعت ایجاد کند.

مربی می­تواند از شخصی که همسرش را ترک کرده، همسری عاشق و پدر یا مادری نمونه بسازد.

در حقیقت، مربی نقش کاتالیزور و یا عامل تحریک کننده را بازی می­کند تا از فردی ملول و ساکن، انسانی پرانرژی، پرانگیزه، مشتاق و هدفمند بسازد.

مربی می­پرسد: «از این دنیا چه می­خواهی؟

چه سهمی برای خودت قائل هستی؟

به دنبال چه می­گردی؟

چه رویایی در سر داری؟

خواسته­ات در این دنیا مشابه چیست؟

در کجا باید آن را جستجو کنی تا بیابی­اش؟»

مربی از شما می­خواهد که رسالت­تان را در زندگی تعریف کنید و شما را به سوی زندگی جدید و ایده­آل تان دعوت می­کند. بی­شک پذیرفتن این دعوت و قرار گرفتن در مسیر، تغییری شگرف و باورنکردنی در دنیا ایجاد خواهد کرد.

در این رابطه، «استیو جابز»، اسطوره زندگی من، نمونه­ای برای باور این دعوت و رسالت است.

زنجیره موفقیت را ادامه بده

اگر شما رسالت شخصی برای خودتان تعریف کرده باشید، آنگاه در مسیر زندگی پرسه نمی­زنید و در مسیری صحیح و هدفمند حرکت می­کنید؛ زیرا می­خواهید کاری متفاوت انجام دهید؛ زیرا رسالت شما انجام دادن هرکاری به بهترین شکل ممکن است.

شما همواره در تلاش هستید تا بهترین­ها را خلق کنید و همین خلق بهترین شما را از سایر افراد متمایز می­کند. شما در میان جماعتی هم رنگ رنگی متفاوت یافته و شاخص می­شوید. این امر باعث می­شود که سریع­تر دیده شوید؛ اما موضوع به همین جا ختم نمی­شود.

در حقیقت، هنگامی که شما در پی انجام دادن رسالت خویش به بهترین شکل ممکن هستید، به افراد دیگری نیاز پیدا می­کنید. همین نیاز باعث می­شود که افرادی را برای همکاری به سمت خود جذب کند و آنان را به کار بگمارید؛ بنابراین در نقش دیگری هم ظاهر می­شوید و در نتیجه اثربخشی­تان افزایش می­یابد. از این رو، در مقام، فردی کارآفرین در زندگی دیگران تأثیر می­گذارید.

شما برای خویش رسالتی در نظر گرفته­اید و به سمت کمال­گرایی در حرکتید؛ بنابراین تلاش می­کنید که افراد زیر مجموعه­تان را برای بهتر انجام دادن کارهایشان تشویق کنید؛ زیرا به کم قانع نیستید. شما به جزئیات اهمیت می­دهید و در پی آن هستید که افراد مرتبط با شما کارها را به بهترین نحو ممکن انجام دهند. از سوی دیگر، رشد و حرکت شما به سوی کمال انگیزه­ای برای الگوبرداری از شماست. به این ترتیب، افراد بیشتری به سمت شما حرکت می­کنند و با این اقدام، در مقایسه با گذشته، در سطح بالاتری قرار خواهند گرفت. این افراد با راهیابی به سطح بالاتر، در پی افرادی می­گردند تا جایگاه قبلی­شان را به آنها واگذار کنند. افراد جدید را به مشارکت دعوت کنند و با آموزش زیردستان خود آنها را برای رسیدن به سطح بالاتر تشویق و ترغیب نمایند. در این حین، برای آن که شما را تعقیب کنند، هم زمان خود را هم بالا می­کشند! به این ترتیب، این زنجیره رشد و تکامل پیوسته ادامه پیدا می­کند.

برای تفهیم بهتر این نکته، مثالی را برای شما مطرح می­کنم.

به اطرافیانت سطل­های بیشتری بده!

بر فرض، شما در استخری بدون آب بر روی تیوپی پر از باد نشسته­اید.

وضعیت تیوپ در مقایسه با استخر چگونه است؟ بله، تیوپ دقیقا به کف استخر چسبیده!

اما اگر شما با وضعیت فعلی بخواهید به بالاترین سطح استخر برسید، باید چه اتقاقی بیفتد؟

بله، دقیقا درست حدس زدید، استخر باید پر از آب شود تا شما بتوانید خود را به سطحی بالاتر برسانید.

اگر نمی­خواهید محل فعلی خود را ترک کنید، چاره­ای جز آن ندارید که از دیگران کمک بگیرید؛

اما برای آنکه دیگران به شما کمک کنند تا به هدفتان برسید، باید در آنها انگیزه ایجاد کنید. انگیزه سبب می­شود که آنها با اشتیاق برای تحقق اهداف، آرزوها و رسالت شما گام بردارند؛ بنابراین به دنبال نیروهایی می­گردید که در آنها انگیزه ایجاد کنید.

شاید از خودتان بپرسید:

در چه صورتی این افراد به کمک من می­آیند؟

چرا آنها باید به من کمک کنند؟

در صورت کمک کردن و انجام دادن این کار چه چیزی عاید آنها می­شود؟

در نهایت به این نتیجه می­رسید که پول یکی از عوامل و شاید اولین عامل ایجاد کننده انگیزه در افراد است؛ بنابراین با پیشنهاد دستمزد افراد را روانه استخر می­کنید و ابزاری را در اختیار آنها قرار می­دهید، که همان سطل برای پر کردن استخر است.

هر اندازه افراد بیشتری وارد استخر شوند شما بالاتر می­آیید! شما از بالا آمدن انرژی می­گیرید؛ بنابراین تشویق می­شوید تا پول بیتشری برای آوردن آب بیشتر در اختیار نیروهایتان قرار دهید. نیروهای شما با دریافت پول بیشتر از لذت و رفاه بیشتری برخوردار می­شوند و برای تحقق رویاهای شما تلاش بیشتری مصروف می­کنند. شما دوباره پول بیشتری در اختیار آنان قرار می­دهید و همین رابطه متقابل باعث می­شود که تأثیرات مثبتی در هر دو طرف ایجاد شود!

 

 

از شکست نهراسید

البته دقت کنید که شروع هر کاری سخت­ترین و حساس­ترین مرحله انجام دادن آن کار است. در این مرحله بیشتر افراد، در برخورد با اولین مانع، دلسرد و ناامید شده و دست از کار می­کشند. اگر این دسته از افراد در کنار خود مربی آگاه و دلسوزی داشتند، شاید به دلیل پتانسیل­ها و استعدادهای نهفته درونی­شان، می­توانستند در حوزه مورد علاقه خود به اوج موفقیت دست یابند.

شاید شما رویای قهرمانی در رشته خاصی را در سر بپرورانید، اما با این اولین شکست ناامید و دلسرد شده و کار را رها کنید. در این شرایط، کافی است که مربی جمله­ای الهام بخش به شما بگوید:

«این اولین گام برای بالا رفتن از نردبان قهرمانی است؛ پس ادامه بده.»

و تا مسابقه بعدی شما را همراهی کند. شاید علاقه­مند به فن نویسندگی باشید، ولی نمی­دانید که چگونه و از کجا باید شروع کنید. در این شرایط، مربی با استفاده از تجربیات و آموزش مهارت­های لازم مسیر را به شما نشان می­دهد. البته، نقش مربی فقط نشان دادن راه به شماست و آنکه باید مسیر را ادامه دهد، خود شما هستید.

مربی مانند شخصی است که در سالن تاریک سینما با چراغ قوه­اش راه جلوی پای شما را روشن می­کند. اینگونه شما به راحتی می­توانید مسیرتان را پیدا کرده و بر روی صندلی خود بنشینید.

 بی­شک شما هم انتظار ندارید که مربی به جای شما بنشیند و فیلم را تماشا کند!

اکنون به آخرین روزهای سال ۹۶ نزدیک می­شویم. در این زمان می­توانیم با انتخاب مربی و تعیین هدفی ارزشمند سالی نو و سرشار از شور و نشاط را برای خویش برنامه­ریزی کنیم. از لحظه لحظه­های سال پیش رو استفاده بهتری کرده و آن را به بهترین سال زندگی­مان تبدیل نماییم.

پیشنهاد می­کنم که برای سال نو کتاب «بهترین سال زندگی» اثر «دبی فورد» و دی وی دی­ های «دارن هاردی» و «جان سی مسکول» را تهیه کنید.

 بی­شک با استفاده از آنها مسیر موفقیت را سریع­تر و راحت­تر طی خواهید کرد.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *