مرگ و زندگی رؤیاهایمان در دستان ماست و ما هستیم که به خودمان و دیگران اجازه می دهیم هر بلایی که دلشان میخواهند سرمان بیاورند. همه چیز به انتخاب ها و تصمیم های ما بستگی دارد.

ما خودمان هستیم که اجازه میدهیم رؤیاهایمان جلوی پای دیگران قربانی شوند در حالی که نمی دانیم تحقق همین رویاهای به ظاهر کوچک، پیش پا افتاده یا محال می توانند چه تغییری در جهان به بار بیاورند.

همه چیزهایی که امروزه در اطرافمان می بینیم و به سادگی از کنارشان میگذریم، روزی رؤیاهای مردان و زنان بزرگی بودند که حاضر نشدند به هیچ قیمتی از آنها بگذرند.

رؤیاهایی مثل هواپیما، گوشی موبایل، لپ تاپ و … همه حاصل تلاش های خستگی ناپذیر و شیانه روزی افرادی بودند که امروز با خدماتشان دنیا را به جایی بهتر و راحتتر برای زندگی انسان ها تبدیل کرده اند.

آن ها که رؤیاهایمان را می دزدند به دو دسته تقسیم میشوند:

دسته اول در بیرون از ما هستند و دسته دوم در درون خودمان.

دسته اول :

گاه خودی ها هستند که از سر دلسوزی، محبت و مهربانی رؤیاهایمان را می کشند و زیر پاهایشان له میکنند. آنها می ترسند که نتوانیم، میترسند شکست بخوریم یا اینکه نابود شویم، این افراد نزدیک ترین کسانی هستند که دوستشان داریم، به آنها احترام میگذاریم و اعتماد داریم. بهترین راه رهایی از بند این دسته افراد این است که ضمن احترام گذاشتن به آنها تأئیدشان کنیم؛ ولی در نهایت کار خودمان را انجام دهیم.

غیر خودی ها هم که از سر حسادت ولی با با ظاهری خیرخواهانه جلویمان را میگیرند، میترسند از آنها پیش بیفتیم، میترسند در پیش روی ما کوچک دیده شوند، تحقیر شوند یا اینکه مجبور شوند خودشان را بالا بکشند، اما چون موفقیتشان را با دیگران می سنجند، تمام تلاششان را به کار میبرند تا ما بالا نرویم؛ حتی این حسادت به شعله های خشم، کینه و دشمنی تبدیل خواهند شد. برای رهایی از بندهای اسارت این دسته از افراد فقط باید روی راه های رسیدن به رؤیاهایمان تمرکز کنیم و از هیچ تلاشی دریغ نورزیم.

و اما دسته دوم :

این گروه بدترین و خطرناک ترین دزدان رؤیاها هستند، این ها دزدان درونی هستند. آنها در درونمان جای گرفتند، از خودمان به ما نزدیک ترند، تمام زیر و بم زندگی مان را میدانند، بلدند با ما چگونه معامله کنند، نقاط ضعف و قدرت ما را به خوبی میشناسند، حتی بهتر از خودمان آن ها زمان های مناسب ضربه زدن به ما را بهتر از هرکس میدانند، بنابراین به بهترین شکل میتوانند بر ما پیروز شوند و البته این خود ما هستیم که اجازه می دهیم بزرگترین سرمایه هایمان از دست برود، سرمایه هایی مانند: زمان، سلامتی، رؤیاها، شادی ها، پول، آزادی، استعداد ها، فرصت ها، سفرها و …

دزدی از زمان

زمان ما به سرقت میرود؛ چون عادت کرده ایم آن را بیهوده تلف کنیم، برای تماشای برنامه های بی ارزش تلویزیونی و ماهواره ای و اخبار و صفحات حوادث روزنامه ها و رمان های جنایی و پلیسی که دستاوردی جز فشارهای روانی و عصبی برایمان ندارد و برای بازی تخته نرد، ورق بازی و …

زمان ارزشمند ترین سرمایه انسانی است که اگر از دست برود، دیگر بر نمیگردد.

دزدی از سلامتی

سرمایه بعدی که خودمان سرقت میکنیم سلامتی است، با رعایت نکردن خورد و خوراک، نوشابه های گازدار و بدتر از آن نوشیدنی های الکلی، سوسیس وکالباس، فست فودها و انواع چیپس و پفک ها، سلامتی خود را با دستان خودمان به خطر می اندازیم و عمرمان را کوتاه میکنیم و امید به آینده مان را تضعیف میکنیم.

دزدی از رؤیاها

رؤیا با ارزش ترین ثروت بی انتهای انسان است؛ همان چیزی که از روز خلقت بشر تا امروز موجبات رشد و پیشرفت انسان را فراهم کرده، ولی ما با افکار مسموم و ذهنیت غلط خود به جنگ رؤیاهایمان می رویم و به راحتی آنها را از خودمان می دزدیم. ذهنیت و رفتارهایی مانند تنبلی، افکار منفی، برچسب هایی که بی رحمانه به خودمان میزنیم و … هر لحظه ما را از رسیدن به خواسته ها و رؤیاهایمان دور میکنند. در حقیقت با افکار منفی و ترس ها بزرگ ترین زنجیرهای نامرئی ای را که در ذهنمان بافته ایم به دست و پای خود میبندیم. باید به گذشته برگردیم و ببینیم چه رؤیاهایی داشته ایم که به آنها نرسیده ایم. بی شک افراد بسیاری به همین خواسته ها و رؤیاهای مد نظر ما رسیده اند و آنها را در آغوش گرفته اند. پس اگر شخص دیگری توانسته، چرا ما اولین نفر نباشیم؟

دزدی از شادی ها

ثروت بعدی ما شادی های ماست. ما به راحتی شادی هایمان را قربانی میکنیم و اجازه میدهیم نابود شوند. وقت گذراندن با افراد منفی و افسرده یا افسوس خوردن برای آنچه از دست داده ایم، باعث از دست دادن شادی و جایگزین شدن آنها با غم هایی میشود که انرژی و شادابی ها را از بین خواهند برد.

 

دزدی از پول

ثروت بعدی که بیشتر از هر چیزی ملموس است و به چشم می آید،  پول است که دارای عدد و رقم است. می توان آن را شمارش کرد و بیش از هرچیزی در زندگی ما نمایان است.

اما اگر به درستی از آن استفاده نکنیم، دچار حسرت و غم و غصه میشویم. در عین حال، خیلی وقت ها متوجه نمیشویم که چگونه آن را از خودمان دزدیده ایم. پول بسیار حساس و باهوش است و از کسی که نقش صاحب آن را بازی میکند انتظار احترام داد. اگر به پول احترام بگذاریم، پیش ما خواهد ماند و حتی دوستانش را هم نزد ما خواهد آورد. پول از ما انتظار دارد آن را با چیزهایی ارزشمند عوض کنیم؛ برای مثال، اگر پولتان را به چیپس و پفک و نوشابه و فست فود بدهید، او شما را ترک خواهد کرد و در آینده هم دوستانش را از شما دور میکند. پول ها دوستانشان را از جیب شما درخواهند آورد و به جیب دکتر و داروخانه و آزمایشگاه خواهند فرستاد تا شما نتیجه بی احترامی به آنها را بهتر بفهمید و قدر سایر دوستانشان را بهتر بدانید. آنها اعتقاد دارند کسی که صاحب کارخانه چیپس و پفک و نوشابه است احترام بیشتری به آنها می گذارد؛ چون چیزهای بی ارزشی به شما میدهد و پول شما را دریافت میکند. بنابراین ترجیح می دهند نزد چنین آدمی بمانند. اگر شما هم میخواهید پولها ترکتان نکند و دوستانشان را برایتان بیاورند، آنها را با چیزهای بی ارزش تر از خودشان عوض کنید؛ برای مثال اگر خانه، زمین یا اتومبیلی بخرید که ارزشی بیشتر از پول پرداختی شما داشته باشد پول از شما خوشش می آید و نزد شما می ماند. فکر کنم متوجه منظور من شده اید و حالا دیگر حاضر نیستید پولتان را خرج چیزهای بی ارزش کنید یا بهتر بگویم «خودکشی مالی» کنید. کسانی که بیمه ندارند خودکشی مالی میکنند.

اگر برای دارایی هایتان ارزش قائل هستید باید از آنها نگهداری و نگهبانی کنید. برای اینکه زمان شما ارزش زیادی دارد، بهتر است این مسئولیت را به گردن شرکت های بیمه بیندازید و با پرداخت هزینه نسبتاً کمی سرمایه هایتان را در لیست های بیشتری قرار دهید تا در زمان وقوع حوادث به راحتی بتوانید آنها را نزد خودتان برگردانید.

دزدی از استعداد ها

ما چگونه استعداد هایمان را میدزدیم؟ زمانی که به خودمان فرصت کشف آنها را نمیدهیم و حاضر نیستیم وقت بگذاریم و آنها را شناسایی کنیم،  آنها را به کار ببندیم و رشد و توسعه شان بدهیم با بی توجهی و به کار نگرفتن آنها، با تمرین نکردن و تقویت نکردن آنها را میکشیم و نابود میکنیم. همه ما انسان ها سرشار از استعدادیم؛ اما وقتی خودمان را باور نداریم و میترسیم که نتوانیم موفق شویم دست به کار نمیشویم و هیچ اقدامی هم نمیکنیم. همین امر باعث سرکوب استعداد های ما میشود.

برای مثال در شغلی فعالیت میکنیم که استعداد و عشق و علاقه ای به آن نداریم و فقط به دلیل امنیت شغلی، استخدام شده ایم و حاضریم با حقوق بخور و نمیر زندگی کنیم؛ ولی ریسک نکنیم و آنجا که استعدادش را داریم سرمایه گذاری نکنیم. در نهایت هم زمانی متوجه میشویم که فرصت های طلایی ناشی از به کارگیری استعدادها را از دست داده ایم.

دزدی از فرصت ها

ما فرصت ها را هم از خودمان میدزدیم. همه انسان ها در معرض فرصت های طلایی قرار میگیرند ولی اکثر ما انسان ها بدون توجه به آنها یا فرصت ها را به درستی نمی بینیم، یا بی تفاوت از کنار آنها می گذریم و آنها را باور نمیکنیم و با یک جمله «ولش کن» خودمان را از زیر بار مسئولیت و تلاش کردن خلاص میکنیم.

افرادی که از فرصت ها استفاده نمیکنند و آنها را نابود میسازند گاهی اوقات با افتخار و غرور میگویند من آدم فرصت طلبی نیستم! واقعاً شرم آور است که حتی افراد موفق و تلاشگر را به فرصت طلبی و سوءاستفاده از فرصت ها متهم میکنند. دسته ای دیگر از این افراد می گویند: «این فرصت ها همیشگی اند. الان بگذار کارهای واجب تر را انجام دهم. برای استفاده از این فرصت ها وقت هست.» و جالب است بدانیم چنین افرادی کارهای بی ارزش بسیار بیشتری از کار های ارزشمند انجام می دهند و در نهایت زمانی که همه چیز از دست رفت، زمین و زمان و همه کس وهمه چیز را مسئول میدانند به جز مقصر اصلی، یعنی خودشان.

هیچ کس به اندازه خودمان نمی تواند به ما آسیب برساند و با ما دشمنی کند، حال اگر ما به درستی بتوانیم دزدان زندگی خود را شناسایی کنیم و آنها را به اسارت و کنترل خود دربیاوریم، آن وقت است که میتوانیم آزادی خود را جشن بگیریم و به جای اینکه اسیر آنها باشیم آنها را اسیر و خود را آزاد کنیم. همین الان فهرستی تهیه کنید و در آن مواردی را ذکر کنید که باید تغییرشان دهید تا بتوانید رؤیاهایتان را پر و بال دهید. چه کاری را در اولویت قرار میدهید؟ چه کاری باید انجام شود؟ و چه کارهایی نباید از این لحظه به بعد انجام شود؟ آنها را بنویسید و جدی بگیرید و به انجام دادن آنها متعهد شوید تا دنیا را به تسلط خود در آورید و با لذت و افتخار زندگی کنید.

4 دیدگاه . خروج و جدید

شهرزاد کیانی
آبان ۶, ۱۳۹۶ ۵:۱۸ ب.ظ

خیلی جالب بود و مطالبتون قشنگه

کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

  • avatar

ممنون از حسن توجه شما دوست عزیز 🙏🌹🌹

واقعا اگر این دزدان فرصت را بشناسیم به موفقیت دست پیدا می کنیم.

بله دقیقا همینطور هست که شما میفرمائید
ممنون از توجه شما
پیروز و موفق باشید

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *